مدح و منقبت حضرت معصومه سلاماللهعلیها
برآر از آسـتین معرفت دست دعا اینجا به آئـیـن دگـر بـر آسـتان کـبـریـا، اینجا به چشم دل نظر کن بر حریم دختر موسی که جان را میدهد آئینۀ لطفش جلا، اینجا مجو از خیل بیدردان دوای درد بیدرمان «اگر درمان درد خویش میخواهی، بیا اینجا» صدای قدسیان بشنو که میآید به گوش جان که دردت را دوا اینجا، که رنجت را شفا اینجا بریز اشک نیازی در نمازستان بیخویشی برآر آهی ز سـوز سیـنۀ دردآشـنا اینجا حریم یثرب و بطحاست گویی مرقد پاکش که نور آذین بُوَد چون ساحت اُمُّ القُرا اینجا فضای قدس، معراج حقیقت، بزم «اَو اَدنی» شب اَسری، فروغ جاودان مصطفی اینجا به نام او که خاک پاک او بوی نجف دارد که از او میتراود عطرِ جانِ مرتضی اینجا تو را پرواز خواهد داد تا اوج خداجویی ز بـام آشـنـایی، زادۀ خـیـرالـنّـسـا اینجا اگر مرد رهی پای ارادت نِه در این وادی که با دست طلب جمعاند مردان خدا اینجا برآی از ظلمت هستی، که خضر آمد به سرمستی به بوی چشمهسار زندگیبخشِ بقا اینجا منم «مشفق» غباری دامنافشان در هوای او که میجویم رضای او به تسلیم و رضا اینجا |